السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

373

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

نگهبانان با آنها تكلّم كرد و به آن دو گفت : آيا مىدانيد اين دروازه از آن كيست ؟ موسى فرمود : اين در و هر چه در آنست از آن پروردگار جهانيان است و اهل آن بندگان او هستند ، نگهبان كه تاكنون چنين سخنى نشنيده بود به سرعت به جانب سر كرده‌هاى خود رفت و گفت : امروز سخن بسيار عجيب و غريبى شنيده‌ام كه حتّى از ماجرايى كه در باره شير هم شنيده‌ايم عجيبتر است و اين ماجرا به فرعون ابلاغ شد . امّا ( سدى ) مىگويد : موسى با خانوادهء خود بسوى مصر حركت كرد و شبانه به شهر رسيد و مادرش در حالى كه او را نشناخته بود از وى پذيرايى كرد ، و او در شبى به منزل مادر رسيده بود كه در آن شب طفيشل ( نوعى آش شوربا ) پخته بودند ، وقتى موسى به در خانه رسيد ، هارون جلو آمد و به مادر گفت : مهمان داريم ، مادر جواب داد ، او را براى صرف غذا دعوت كن ، وقتى موسى وارد شد و مشغول صرف غذا شد و سخن گفت : هارون از او پرسيد : تو كيستى ؟ او گفت : من موسى هستم ، پس با هم روبوسى كردند و موسى گفت : هارون برادرم همراه من به جانب فرعون بيا ، چون خداوند عزّ و جلّ ما را بسوى او گسيل داشته است ، هارون گفت : سمعا و طاعة ، هر آينه من فرمان پروردگار را اطاعت مىكنم ، ولى مادرشان برخاست و فريادى كشيد و گفت : آيا خداوند شما را فرمان داده كه به جانب فرعون برويد و او شما را بكشد ؟ ! سرانجام موسى و هارون شبانه به در دروازهء فرعون رفتند و اذن دخول طلبيدند ، فرعون و دربان به وحشت افتادند و فرعون گفت : اين كيست كه در اين وقت شب بر در قصر من مىكوبد ؟ پس دربان نزديك شد و پرسيد ، كيستيد ؟ موسى گفت : من فرستاده رب العالمين هستم . امّا ماجرا از زبان ( محمد بن اسحاق ) به اين صورت است : وقتى موسى به مصر آمد ، همراه برادرش به سوى فرعون رفتند و بر در قصر او اذن دخول خواستند ، پس دو سال ! بر در سراى او ايستادند و هيچ كس به آنها نمىگفت كيستيد و امرتان چيست و در طلب چه به اينجا آمده‌ايد تا اينكه مرد بيكارى كه كارش مسخرگى و دلقك بازى بود به نزد فرعون آمد و گفت : پادشاها مردى بر در سراى تو ايستاده و حرفهاى عجيبى مىزند و ادّعا مىكند ، معبودى به غير از تو او را بسوى تو فرستاده ، تازه آن وقت بود كه فرعون دستور داد به موسى و هارون اجازهء ورود دادند و هنگام